هُرمِ زِمِستان

وقتی که حالم خوب بود...

دوشنبه, ۱۱ شهریور ۱۳۹۸، ۱۲:۱۲ ب.ظ

وقتی که توو حرم روبروی ضریح وایساده بودم...

.

محرم امسال هم اومد...آسمون روشن تر از پارساله...

حداقل من شیشه ای ترم...

شایدم شیشه ی پارسالم دیگه کدر نیس...!

هیچ حسی لطیف تر ازین نیست که یکی در گوشت بگه فردا روز غریبی بانوی دو عالمه...

و مث ابر بهار اشک بریزی...

 

 

+اول صبحی مث بچه ها میخواستم گریه کنم چون مامانم حواسش بم نبود 😂

++سحرو دیدم😍😍

+++واسه همه تون دعا کردم... توو دعاهاتون حواستون به همدیگه باشه،منم اگه شد دعا کنین 😅

۷ ۰

عررررررررر منم یاسیووو دیدمممممم چههه تفاهم جالبیییی😂😂😂😂😂😂

اللهم شفا ندیا این سحرو!😆

مشهدی؟ :)

اوهوم :))

التماس دعای فروان

ایام محرم هم بهتون تسلیت میگم ان شاالله تو این ماه هرچی از خداخواستید بهتون بده

لطفا مریض هاهم دعا کنید وهمچنین ظهور اقا عج

محتاجیم به دعا
همچنین... انشاالله برای همه اینطور باشه
:)

چقدر بزرگ شدی :)

حیف... :))

دعا یادت نره :)

یو تو :))

زیارت قبول یاسمن جان

ممنون مریم جون:)

صلی الله علیک یا ابا عبدالله! من فقط فنای این صدای دسته هام!  عاشقشون بودم از بچگی...

.

سلام بر یاسمن بانو! (مثلا میخوام رعایت کنم خیلی پیداست؟😃)

چطوری خوبی؟

چه خبر؟ 

 

زیاد خوب نیسدم
یه خواب بد دیدم...راجب خودمون!
بخش‌هایی از این نظر که با * مشخص شده، توسط مدیر سایت حذف شده است

****** *** *** **** ************

جزو اولینایی 😉

وا! آدم که با خواب راه نمیره! حالا چه خوابی؟

گفتم که!
من و یادت نره یاسی جان دختر مامان
یوتو مام 😍💖😢
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">