نا مَحرمِ مُحَرم...!!

  • ۲۱:۵۷

مُحرم امسال ، مث محرم هرسال نیست!

یه جورایی عجیب طوره!(البته مطمئن نیستم ک چون مث هرسال نیس عجیب طوره یا چون عجیب طوره مث هرسال نیست!)

درواقع مشکل از محرم نیست! اصن شاید این یه مشکل نیست!

هنوز اولشه ولی از همون روز اول...هر وقت سعی کردم به بالایی وصل شم ، حسم مث وقتایی بود ک دارم این جمله رو میشنوم"دستگاه مشترک مورد نظر...خاموش میباشد!"

میدونم مشکل از اینجاس(اشاره به قلب!) یه چیزی شده!

نمیدونم چی؟! ولی شده!

به هرجا نگاه میکنم یاد محرم های سال های گذشته میوفتم...

این خیلی سخته که دارم حس میکنم کمرنگ شدنشو...!

فقط محرم نیس که! خیلی چیزا کمرنگ شدن! انگار دارم از پشت یه شیشه ی بخار گرفته نگاشون میکنم...!

فونتِ شکسته ی قرمزِ جیغِ رو دیوارِ شیشه ای اتاقی که وجود نداره ولی هست... ولی جمله ای که از خودشم آزار دهنده تره، آزارم میده..."ورود ممنوع!!"

انگار فقط من نامَحرمم!

میدونم دِلیه...میدونم چون خودمو زندانی کردم این حسو دارم...درواقع یه طوریه که نمیدونم ورود از این ور به اون ور ممنوعه یا از اون ور به این ور!

نمیدونم من دنیا رو زندانی کردم یا دنیا منو!

انگار یه فاصله ی خواسته ی ناخواسته افتاده بین من و مُحرم!

میدونم این حس میره!(میتونم امیدوار باشم ب رفتنش...ولی فقط میتونم امیدوار باشم!)

من کافیه پامو بذارم توو حریمش...

فقط کافیه اسمشو ببینم رو پرچم...

کافیه دوباره یه دسته ی عذاداری از این وَرا رد بشه...

اون وقته ک ضربان قلبم با طبلی که میکوبه هماهنگ میشه...

بازم نَم اشک توو چشام میشینه و اجازه نمیده بجز خورشیدی ک اسمش رو پرچم حک شده ، چیز دیگه ای ببینم...

اونموقه‌س که اون آرامشه بازم میاد سراغم...

حس نزدیکی ب خدا و بهترین بنده هاش...

حس کینه و بغض عمیق نسبت به باعث و بانی تشنگی علی اصغر(ع)...

علی اصغر...!

خدای من! مگه میشه یادم بره گریه های عاشقانه‌مو...؟

چقدر قدیما مَحرم حریم مُحرم بودم!

دلم تنگه...کاش این در باز بشه...





+قالباً مشکل دارم! حتی با قالب اینجا! چیکارش کنم قالبمو؟

++فاطمه جونم قالب خودشو پیشنهاد داد بهم....مرسی عزیزم❤ فردا امتحانش میکنم ببینم چجوری میشه😊 دنبال یه قالبی ام ک زیاد تاریک نباشه...و از همه مهمتر...نیاز ب تغییرات ویژه نداشته باشه(همون لقمه ی آماده و ازین حرفا😁)

  • ۸۴
Aieen N.City Zen
خدایا نصیبمون کن یه دل سیر گریه کنیم
آمین :)
aram
فدای دلت بشم من یاسمنم... واقعنم محرم امسال ...یا واسه من این چند سال مثه سابق نیس...دلیلای بیرونیش رو کاری ندارم....اما واسه خودم فرق داره چون دلم و ذهنم اینقده پره از دنیا و آدمای این دنیا که دیگه مث قبل صاف نیست...صادقانه میگم...مثله قبل دلم صاف نیس با خودم که بخوام وصل شم به اون بالایی که میدونم منتظرمه و چقدر باعثه خجالتمه که اون منتظره تا من یه قدم بردارم اما...خودم میدونم اگه فقط یه قدم بردارم انگاری شونه به شونشم مثله خیلی سال قبل...کاش دلم صاف شه مثله سابق...اما الان کارم خیلی سخت شده چونکه اونقدر سخت شده زندگی واسم که ...بازم دسته خودمونه دلمونو یه رنگ کنیمو لبخندشو تو زندگیمون ببینیم...وای چقد من زیاد حرف میزنم آخه ولم میکردن تا صب مینوشتم ببخشید
خو بنویس!!
چ اجگالی داره مگه؟؟ :دی
همه چیز درست میشه :)
فاطمه سادات داوری
بله خیلی فرق کرده تو این وضعیت گرونی مردم اصلا حالشون خوب نیست
آخ گفتی!!
گرونی ک دیگه داغانه!!
رسما له شدیم! :|
یک مرد!
این متن رو خودت نوشتی؟
بله...چطور؟
.
خوش اومدین :)
یک مرد!
خیلی روان و رنگین مینویسی
عالیه
توانایی انتقال احساس درونی به کلمه، نشون از توانایی بالا و ضمیر ناب ت داره؛ قدرشو بدونا حیفش نکنی یه وقت
شما لطف دارین ^_^
وگر نه من اینهمه نیستم :)
ممنونم :)
میــ๛ آنـہ
بنظرم قالبت خوبه که
فقط یکم فونت متن رو زیاد کنین
این قالبیه ک فاطمه جونم لطف کرد بهم دادش :)
میــ๛ آنـہ
میدونی ماازخودمون ناراحتیم
یه عده از خودمون دارن مارو به فنا میدن
برای همینه که شوکه ایم
اوهوم...
اون عده متاسفانه خیلی هم زورِشون زیاده...خیلم هم نزدیکن...
یک مرد!
آها الان شد
اون رنگ مشکی واقعا دلگیر بود
پس خدارو شکر...همین باشه دیگه! ^_^
زهرا
خیلی حس بدیه واقعن :/ 
اوهوم...
Mr YaCn
من که این قطعی رو حس نمیکنم :|
ولی دیدم که توو جامعه خیلی کمرنگ شده!
چقدر قالبت خوووووبه!!!! 
خوبه ک حس نمیکنی :)
آره متاسفانه... :(
جدی خوبه؟؟؟؟؟؟ هورااااا! ^_^
بانو ...
امروز روز سومه و شب چهارم 
هنوز وقت هست 
برام دعا کن آجی  :,(
فاطمه ...
انگار همه دوس داشتن قالبو ^_^
دست خودم درد نکنه :دی
بلی!! ^_^
همه دوس داشتن :)
دستت دُرُست فاطی بانو ^&^ (بوس)
خانوم میم
چ خوب مینویسی . ان شاءالله هممون حسو حالمون محرمی باشه .‌‌.‌.
قالب هم ک دست فاطمه جان درد نکنه خیلی عالیه 
مرسی آجی ^_^
ان شاالله :)
خدا خیرش بده فاطمه رو...من ک اگه ب خودم میبود قالب نمیذاشتم اصن!! :دی
سیوان
عالی بود
^_^
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
شعرهایم را می نویسم

و بعد...

میسوزانمشان!

حرف زدن با آهن های آدم نما

از سوت زدن کنار سوت قطار هم...

بیهوده تر است...!

Y.G.R
پیوندها
Designed By Erfan Powered by Bayan