نزدیک بودااااا...! + چالش رادیو بلاگی ها

  • ۱۵:۰۶

چرا وبلاگ؟

ما آدما معمولا دور خود واقعیمون (به هر دلیلی) یه سری دیوار میکشیم که رد شدن ازشون حتی گاهی واسه خودمونم سخته...واسه همین بعضی وقتا خودمونو گم میکنیم. اینجا یه دیوار به منِ درونِ هرکس نزدیکتره...و گرمای این نزدیکی از پشت ای صفحه ی سرد هم حس میشه...اینجا مجبور نیستیم تظاهر کنیم...رفاقتا و کنار هم بودنا اینجا حتی میتونه از دنیای حقیقی هم گرم تر ، امن تر و واقعی تر باشه... ^_^



+فاطمه سادات عزیزم...ببخش که دیر شد آبجی گلم...نزدیک بود شرمنده ی محبتت بشم از دست این حافظه! این دفترچه یادداشتمو وقتی باز میکنم ک بخام چیز جدیدی توش بنویسم...ولی وقت نمیشه دوباره بش سر بزنم ک ببینم چ کارایی باید انجام بدم تااااا کار بعدی رو یاد داشت کنم باز! :دی

++دل منم براتون تنگ شده بود!! حالا اگه چرخ روزگار گذاشت دو دقیقه از دست من نفس راحت بکشین!! تقصیر من نیست ب خدا مجبور شدم!!نمیشد ب قولی ک دادم عمل نکنم ک! :دی

  • ۹۰
Siamak Bagheri
^_^
^_^
فاطمه :)
سلام
میشه یه نگاهی به وبم بندازین و نظرتونو راجع بهش بگین؟
این سایت درسته
حتما عزیزم ^_^
فاطمه سادات داوری
طوری نیست عزیزم بازم ممنون که حرف من یادت بود و انجام دادی متن شما عالی بود لینک این مطلب رو برای رادیو بلاگی ها بفرست باتشکر
ممنون...حتما :)
بانو ...
دقیقا :)
^_^
حوا ...
درود بر تو :)
درود متقابل ^_^
آرام :)
:)
^_^
aram
سلام دونگ سنگ نازنینم خوبی فدای چشات؟ عیدت مبارک عزیزم*-* دیوار...من که دور تا دوره دلم دیوار کشیدم رفیقم-_-
سلام عزیزم...مرسیتم :)
تو خوبی؟
عید تو هم مبارک ^_^
نکن این کارو با خودت قربونت برم😘
aram
خوبم جون دلم*-* هیییع...چی بگم،دلم خسته است از همه
همه؟؟؟
چرا آخه؟
سرگردان ..
سلام 

خیلی دقیق گفتین ،اینجا از حجم خودسانسوری هامون کم میشه ولی بازم سانسور زیاد داریم که اون سانسور ها جتش تو دفترچه هست:) 

سلام(فک کنم این پنجمین باره! :دی )



آره دیگه...یه چیزایی کاملا واس خود آدمه...اصن گفتنش باعث پوچی میشه!! آدم نباس کاملن خالی شه!!
Mr YaCn
اره واقعا اینجا مجبور به تظاهر نیستیم ولی خیلی چیزا رو هم نمیتونیم بگیم ;)
بعله!!
مثلا این ک اون شب...لا اله الله...
میزنم با همین اره برقیم ب 540 قسمت نامساوی نصفت میکنماااا...
اصن هرکاری میکنم لامصب یادم نمیره ک...!! حافظم قوی نیساااا فقد همونو یادم مونده نمیدونم چرا!!؟؟؟ راسی تو بهم عیدی دادی؟؟ :دی
aram
چی بت بگم من رفیقم...گاهی ما خودمونو گول مبزنیم که همه چی درست مبشه اما...کاش دلیل این دلشکستگی ها رو میدونستم ...ولی کاری از من بر نمیاد بی دلیل و بی گناه باید تاوان بدم
منم نمیدونم چی شدی قربونت برم...ولی دعا میکنم حال دلت خوب باشه...خدا در دلهای شکسته است...
ب قول شاعر...این ساز شکسته اش خوش آهنگ تر است ^_^
غمت نباشه هیونگ...تا خداهست...حَله! :)
aram
فداااات دونگ سنگم*-*
^_^
Mr YaCn
اره من دادم شما هیچی عیدی به ما ندادی
دیدی ک وضعیتمو...
عید بعدی ان شاءالله :دی
Mr YcN
اگه سال دیگه بهت عیدی دادمممم 
حقت بود امسالم نمیدادم یوهاهاها[شیطان]
اگ زنده بودم تا سال دیگه...زندت نمیذارم اگ عیدی ندی!! (نیشخند)
Mr YaCn
از همین الان بهت قول میدم عیدی بی عیدی! B)
قولتو نشنیده میگیرم :دی
علیــ ـرضا
ظاهراً همینطوره 🙂
خداروشکر البته :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
شعرهایم را می نویسم

و بعد...

میسوزانمشان!

حرف زدن با آهن های آدم نما

از سوت زدن کنار سوت قطار هم...

بیهوده تر است...!

Y.G.R
پیوندها
Designed By Erfan Powered by Bayan