a MUSIC CRAZY from DAGHAN PLANET

a MUSIC CRAZY from DAGHAN PLANET

شعرهایم را می نویسم

و بعد...

میسوزانمشان!

حرف زدن با آهن های آدم نما

از سوت زدن کنار سوت قطار هم...

بیهوده تر است...!

Y.G.R

آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
پیوندها
میخام خونواده ی جدیدمو بهتون معرفی کنم...
خانواده ی دیالوگی ها(کلیک) ^_^
فک کنم هیچی گویاتر از  اسممون نمیتونه معرفیمون کنه :)
حتما سر بزنین...منتظرتونیم با کلی حرف نگفته...
هنوز خونواده مون جای خالی داره واسه عضو جدید...
میتونین ب این پست(کلیک) مراجعه کنین ^_^
۸ نظر لایک ۲ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۱۸:۴۰
❤❤ EXOYAS ❤❤


شعرهایم را می نویسم

و بعد...

میسوزانمشان!

حرف زدن با آهن های آدم نما

از سوت زدن کنار سوت قطار هم...

بیهوده تر است...!

۱۶ نظر لایک ۴ ۲۹ مرداد ۹۷ ، ۱۰:۵۹
❤❤ EXOYAS ❤❤

امروز همینجا...لابلای ازدحام دنیایی ک در خلوتم در آن غرق می شوم...
لابلای حرف های کودکی ک تورا در آسمان میجوید...
در چشمهای خسته ی پدرم...
و حتی در گرمای محبت مادرم...
۱۵ نظر لایک ۶ ۲۸ مرداد ۹۷ ، ۱۳:۴۲
❤❤ EXOYAS ❤❤

اشک می تازد و من

می دوم

تا تَهِ قله ی وارونه ی درد

اوجِ آن دره ی خشم

که تپش های سکوتش همه جا می پیچد

و تنِ خسته ی فریادم را

در گلو می شکند

۱۴ نظر لایک ۶ ۲۷ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۴۱
❤❤ EXOYAS ❤❤

خواب...

خواب خوش...

خوابِ خوشِ عمیق...

رویا...

رویای زیبای دروغین...

کابوس...

کابوسِ محسوس...

کابوسِ محسوسِ مأنوس...

زندگی...!

کابوس رویایی...

خوابی عمیق...

مرگ!!!!



+نمیدونم چمه!!! فک کنم چیزی خورده ب سرم!! :دی

++بنظرتون بم امیدی هس؟؟ اینجا فقد یه اتاقه!! همین!! هیچ دری ب بیرون نداره!! من گیر افتادم...!!

+++چرا حس میکنم دلم میخاد تا آخر عمرم برم بین اون فضای سیاه و آبی بشینم نوک اون قله؟؟ من ک میترسیدم ازش!!

++++خدایا دلم واسه منِ درونم تنگیده...میخام باش بحرفم...بگو قهر نکنه!

۱۴ نظر لایک ۵ ۲۵ مرداد ۹۷ ، ۲۱:۰۰
❤❤ EXOYAS ❤❤


واژه ی غریبیست...

۱۹ نظر لایک ۲ ۲۴ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۱۵
❤❤ EXOYAS ❤❤


چه باک از مرگ و تنهایی ، در این شب ها که با مایی

تمام آبرویم را ، ببر تا عمق رسوایی

از آن روزی که دیدم آسمان را بین مژگانت

رهایم کرده خوابیدن ، دچارم کرده شیدایی


+ناقص موند...! :(

۱۸ نظر لایک ۳ ۲۳ مرداد ۹۷ ، ۰۹:۳۲
❤❤ EXOYAS ❤❤

تو خودتی؟؟

اون همه تظاهر لازم بود واقن؟؟

نمیشد ب خودم بگی؟؟

دیگه شکست عزیزم!! بدجوری شکست...

اعتمادم...امیدم...باورام...

با همه آره با منم... هعی...

دیه آبیه ک ریخته!! نمیشه کاریش کرد...

فقد کاش یه ذره هوای دلمو داشتی!!

تحمل این ک تو هم اضافه شدی ب آدمایی ک باس تحملشون کنم واقن سخته!!

میبخشمت... و هنوزم دوستت دارم...

ولی فراموش نمیکنم...هیچ وقت!


+دارم گریه میکنم...میدونم ارزش اشکامو نداری! :)

۱۸ نظر لایک ۳ ۲۲ مرداد ۹۷ ، ۲۰:۴۶
❤❤ EXOYAS ❤❤

نمیدونم ممنونت باشم بابت این تردید...

یا کله تو بکنم بخاطر این دوراهی ای ک منو انداختی توش!!

ولی درکل...باعث شدی زندگی رو از یه زاویه دیگه ببینم...

از زاویه ای ک تالا ندیده بودم...

مرسیتم! ^_^

۴۸ نظر لایک ۲ ۲۲ مرداد ۹۷ ، ۱۶:۲۵
❤❤ EXOYAS ❤❤

دستاوردامو ازین سفر باس بنویسم...

کشش موجایی ک قل میخوردن ب سمتم...

دستم توو دست سیاه شب...و دستی ک منو هل میداد...و دستی ک منو میکشید...

خاطرات عذاب آوری ک هرگز وجود نداشتن اما توو ذهنم تداعی میشن...

عمق شادی و غم...

ب زور زنده موندن...خدایا شکرت :)

روانپریش...

روانی...

نوازش روح...

آرامش و...

تشویش امواج و احساسات افسار گسیخته ی من...

خلاصه کلی حرف دارم واس گفتن...

هرکدوم ازینایی ک گفتم یه پسته وای خودش! :دی


+خوشالی سنگینی حس میکنم...انقد سنگینه ک دلم میخاد بِکَنَم بندازمش دور قلبمو...! :)

۹ نظر لایک ۲ ۲۲ مرداد ۹۷ ، ۰۷:۵۷
❤❤ EXOYAS ❤❤