گلدان و آینه...

  • ۱۷:۲۱


آینه را آب دادم

حالا بیش از پیش در خاک حقیقت ریشه می دواند

و برق آن روشن تر از همیشه مرا میسوزاند...

کاش به جای دامن زدن بر آتش حقیقت

گل هایم را آب میدادم!

که همیشه لبخند می زدند

و تمام دنیایشان...

گلدان کوچکشان بود...!

Y.G.R

هیس! (رمز: 1111)

  • ۱۰:۳۵
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۸۶

دریاب کار ما که نه پیداست کار عمر...

  • ۱۷:۱۶


غلط است آن که گویند به دل رَه است دل را     دل من ز غصه خون شد! دل تو خبر ندارد...

  • ۷۳

خیام جان!

  • ۱۱:۰۴


امروز اون کتاب شعرای خیام هم تموم کردم...کلن اشعارش یه جوریه ک یا میگه برو می بخور(یه جورایی همون اپیکوریسم خودمون!)... یامرگو میکوبونه تو سر آدم و همش میگه رفتم کوزه فروشی و کوزه ها همه از خاک جنازه ها بودن که در واقع جنازه ها همون زنده های گذشته بودن در نتیجه ما کوزه های فردا خواهیم بود!!

علامت سوال!

  • ۰۷:۱۷

تو جرئت داری برگرد!!

یه جوری با اره برقی ب 540 قسمت نامساوی نصفت میکنم ک بفهمی بی خدافظی رفتن چقدر کار بدی میباشد!!

قرارمون این نبود آجی...

دلم برات تنگ شده...



واقعا چرا وارد فاز رفتن شدن همه؟؟

بذارم منم برم خیالتون راحت شه؟؟ -_-

  • ۵۳

دوباره

  • ۱۹:۵۸

یه کم قراره تغییر کنم!

یه کم زیادی...!



آجی ماجده کجایی؟؟

  • ۵۰

زرد-بنفش

  • ۱۴:۲۲

1- من به این پسره حسودیم میشه!! نه ب خاطر این که کلی استعداد داره و کار بلده و همه فن حریفه و همه چی تمومه! به خاطر اینکه بابام خیلی ازش تعریف میکنه و دوسش داره! همینو کم داشتم ک با یه پسر بیوفتم توو رقابت عشقی! خخخ

خلاصه اگ اسم و آدرسشو داشتم شبانه میریختم خونَش و خونِشو میریختم!(از یابنده تقاضا میشود اورا به قتل رسانده و گردن ما بیندازد!)

  • ۶۷

سیستم دارای اشکال...

  • ۱۶:۰۸

وقتی هنگ میکنه و صفه ی چت بسته نمیشه...

و یه چیزایی رو میبینم ک نباید ببینم...

معذرت میخام ک رفتم ولی سیستم نرفت!

کاش نمیدیدم...(شواهد و قرائن نشون داده ک مخاطب مورد نظر من احتمالا نمسخونه اسنجا رو! خخخ )



+بیاین باهم رو راست باشیم...

++آجی فلن مجازیم حالش خوب نی...براش دعا کنین...

+++داداش مجازیمم تصمیم داره بره...دعا کنین بمونه...

++++فکر میکردم هیچکس نمیتونه منو وابسته کنه ب بودنش...اما گویا انسان ها موجودات وابسته کننده ای هستن!!

+++++من الکی ححساس شدم!! ن؟؟ شاید بخاطر پاییزه ک داره میاد!! بیچاره پاییز...آخرشم همه چی افتاد گردن اون!

  • ۶۶

چالش به توان دو!

  • ۰۹:۵۲


یه حسایی هست که مث سُر خوردن یه ستاره کوچولوی شیطون توو دستای آسمونِ شب ، حال آدمو خوب میکنه...همین حسا میشه دلخوشی آدم واسه نفس کشیدن...

رهگذر...

  • ۱۲:۰۶

رهگذر


ای که از کوچه ی ما میگذری! رهگذری؟

  • ۱۱۰
۱ ۲ ۳ ۴ . . . ۵ ۶ ۷
شعرهایم را می نویسم

و بعد...

میسوزانمشان!

حرف زدن با آهن های آدم نما

از سوت زدن کنار سوت قطار هم...

بیهوده تر است...!

Y.G.R
پیوندها
Designed By Erfan Powered by Bayan